میریزد آخر كوههاتان را صدای ما
ما در میان كوره قهر شما پیوسته میسوزیم
و دم به دم هرم نفسهای شما
از مهر میگوید برای ما!
از لحظه تاریك پیوند شما با سایههای ما
از لحظه تاریك پیوند شما با سایههای ما
آغشته حتی نور با خون در دهان ما
ای رومیان روسپید سینماهای جهان ما
ای دوستان جانی آری جانیان نابكار داستان ما!
با آبشار صخرهها ویرانه میسازید اگر از روستای ما!
میریزد آخر كوههاتان را صدای ما
هم دامن رقص شما را شعله خواهد كرد
كبریتهای نیمسوز دستهای ما
هشدار میبیند خدای ما!
هشدار میبیند خدای ما!
علی محمد مودب
تبلیغات
