همه چیز از این چند جمله شروع شد :

« از طرف دیگر بعضی‌ها فكر می‌كنند كه دولت یك موجود بی اختیار است و دولت هیچ‌كاره است. این‌اشتباه است. بعضی‌ها ، هم استقلال قوا را فقط برای قوه مقننه و قوه قضائیه می‌خواهند. اتفاقاً قوه مجریه، قوه اول كشور است، بعضی‌ها یك جمله حضرت امام(ره) را متعلق به زمانی كه نظام ما پارلمانی بوده برجسته می‌كنند، آن‌زمان رئیس‌جمهور مسئول اداره كشور نبوده بلكه نخست‌وزیر مسئول اداره كشور بوده كه از طریق مجلس انتخاب می‌شده است...» روزنامه ایران27/6/1389

نکته دوم اینکه ، هرچند رئیس جمهور محترم نه از باب تعارفات مرسوم بلکه به معنای واقعی خود را خادم مردم، نوکر مردم و مدیون و رهین منت مردم می داند ، این بدان معنا نیست که هرکس از راه رسید چیزی به دولت بگوید ، با این عنوان که من نماینده مردم هستم،من قانون گذارم . هرچه من می گویم باید بشود و قوه مجریه باید اجرا بکند و هیچ حرفی هم نباید بزند و به چشم پیمانکار یا برده به دولت نگاه شود. که این نگاه نه در سیره بیانات رهبری است و نه در کلام امام راحل بوده و نه در شان نمایندگان خانه ملت باید باشد.

درست که مجلس قوانین را مصوب و به دولت ابلاغ می کند و دولت باید اجرا کند. اما این بدان معنا نیست که دولت موجودی چشم و گوش بسته ای است که باید هرجا گفتی برود. در کلام قائدمان که بعض وکیل المله ها خود را فدویش می دانند، کمی در این باب سخن فرموده اند که جای توجه است:

-       « همه باید احساس كنند كه نسبت به سرنوشت جامعه تكلیف دارند؛ آن تكلیف را جستجو و پیدا كنند. در كار شخصى خود - چه كار فرهنگى، چه كار ادارى، چه كار تجارى، چه كار فنى، چه كارهاى بزرگ و چه كارهاى كوچك - باید احساس همه‌ى مردم این باشد كه این خانه، بایستى به دست صاحبان خانه - یعنى آحاد مردم - ساخته بشود و دولت هم مدیر و سرپرست این خانه است كه باید برنامه‌ریزى بكند و كار هر كس و وظیفه‌ى هر مجموعه و قشرى را معلوم بكند تا مردم بدانند تكلیفشان چیست و انجام بدهند...»خطبه‌هاى نماز جمعه‌ى تهران 28/07/1368

-       « بار سنگین اداره‌ى كشور، بر دوش ارگانهاى خدمتگزار و كارگزار است. مجلس و دستگاه قضایى، بخشى از این بار را بر عهده دارند؛ اما معظم این بار، بر دوش دولت است. اساسیترین بارها، بر دوش دولت است؛ لذا همه وظیفه دارند كه از دولت حمایت بكنند. این، یك توقع زیاد نیست. هر كس و از هرجا كه هستید، در هر بخشى كه كار مى‌كنید، از هر خطى كه هستید، عواطف سیاسى و آرزوها و احساسات شما هرچه كه هست - كه همه‌ى آنها هم خوب است؛ عواطف و احساسات كه چیز بدى نیست - سلایقتان هرچه كه هست - حالا یك خرده بهتر، یك خرده بدتر، یك خرده درست‌تر؛ هر كسى نظرى دارد - فرقى نمى‌كند، همه موظفند كه كار و تلاش كنند و از دولت و دستگاههاى مسؤول حمایت نمایند، تا گرهها باز گردد، مشكلات برداشته شود و انقلاب درخشندگى و تابناكى خود را حفظ كند...» سخنرانى در دیدار با مسؤولان و كارگزاران نظام جمهورى اسلامى ایران، به همراه حجةالاسلام والمسلمین حاج سید احمد خمینى 14/09/1369

و این جدای از این همه توصیه به مجلس و نمایندگان آن است که به همدلی و همراهی با دولت سفارش کرده اند:

-       « اما آن چیزى كه به شما میخواهیم عرض كنیم، این است كه بنا را بر این بگذارید كه با دولت همكارى بشود. دولت آن كسى است كه توى میدان است. من هم توى مجلس بودم، مثل شماها نماینده بودم، هم توى دولت بودم؛ هر دو حالت را من درك كردم. خوب، بله، نماینده متوقع است كه من زحمت میكشم، مى‌نشینم قانون میگذارم، باید به این قانون عمل بشود؛ این حرف درستى است، حرف حقى است؛ اما دولت هم حرف حقى دارد؛ دولت میگوید من توى این سنگلاخ، توى این راه دشوار، توى این سربالائىِ نفسگیر، دارم با این همه بار میروم؛ یك جا گیر میكنم، كمكم كنید؛ سختگیرى نكنید. دولت، آن عنصر وسط میدان است؛ وسط معركه است. توى این دسته‌جات سینه‌زنى عَلمهائى حمل میشود - ظاهراً اینجاها به آن میگویند عَلم یا علامت؛ ما در مشهد به آن میگوئیم جریده، یعنى همین علامتهاى بزرگ - كه گاهى ده شاخه، دوازده شاخه است و خیلى هم سنگین است. این گردن‌كلفت‌هاى مشهد مأمور كشاندن این جریده بودند؛ خیلى هم سخت بود. یادم هست این جریده‌ها را توى بازار مى‌آوردند. یك جائى از بازار بود كه یك قدرى وسیع‌تر هم بود؛ آنجا باید این را دور میزدند و نمایش میدادند و كارهائى میكردند. این یك نفرى كه داشت جریده را حمل میكرد، ده نفر، دوازده نفر از او پذیرائى میكردند: یكى عرقش را پاك میكرد، یكى آب توى دهنش میكرد، یكى خداقوّت میگفت، یكى گاهى شانه‌اش را مالش میداد.

كار اجرائى سخت است. من یادم هست افراد خدمت امام میرفتند، میگفتند كه آقا فلان جا اشكال دارد، بازرگانى چنین شده. خوب، هر بخشى از كشور نابسامانى‌ها زیاد است و همیشه هم هست؛ آن روز هم بود، خیلى هم بود. میرفتند به امام شكایت میكردند. بنده دیده بودم یا از بعضى‌ها شنیده بودم كه امام حرفها را گوش میكردند و بعد میگفتند آقا كار سخت است. واقعش هم همین است. كار توى برنامه‌ریزى و روى كاغذ و چارت و نمودارهاى گوناگون و فلان یك معنا دارد، اما كار در میدان عمل یك معناى دیگرى دارد. همانى كه انسان روى كاغذ خیلى راحت میكشد، در عمل خیلى سخت است.

این كالكهاى جنگ را مى‌آوردند توى اتاق بنده، دوستانِ دست‌اندركار در مسائل جنگى هم جمع میشدند؛ فرماندهان جنگ توضیح میدادند كه نقشه‌ى عملیات این است، از اینجا میرویم اینجا. من میدیدم بعضى از دوستان ما نگاه میكردند، میگفتند عجب، اینكه خیلى كار آسانى است. این یك خط كوتاه مثلاً به قدر نصف چوب كبریت، حركت است. خوب، این نصف چوب كبریت، یعنى مثلاً فرض كنید ده كیلومترى كه بناست چند هزار نفر در اینجا درگیر بشوند و تعداد خیلى زیادى كشته و مجروح بشوند. روى نقشه، نصف چوب كبریت راه است و به نظر میرسد زحمتى هم ندارد؛ اما در عمل سخت است. غرض، مشكل است؛ باید با دولت مدارا كرد.

نباید بگذارید كار به اصطكاك برسد. مردم هم واقعاً دیگر از اصطكاك خوششان نمى‌آید. بعضى از دوره‌هاى مجلس، دوره‌هاى پراصطكاكى بود. بازخورد این تشنجها در مجلس، بازخورد بسیار منفى‌اى بود. مردم هیچ خوششان نمى‌آید. هر وقت مردم این رادیوى مجلس را باز میكردند، یك دعوائى توى آن بود؛ یك حرف نیش‌دار و گزنده‌اى توى آن بود. مردم این را دوست ندارند. مردم میخواهند ماها كه اینجا در مسند مدیریت كشور نشستیم، با همدیگر مهربان باشیم، با هم كار كنیم، نسبت به هم صمیمى باشیم. نه اینكه از گناهان و خطاهاى هم اغماض كنیم؛ ابداً - اینكه هیچ مطلوب نیست، این ضد ارزش است - اما نوع برخوردها، نوع صمیمى، نوع مهربانانه، نوع مؤمنانه و برادرانه باید باشد...»بیانات در دیدار نمایندگان مجلس شوراى اسلامى 03/04/1388

 

-       « حالا بعضى از رسانه‌‌ها و مطبوعات و منبردارهاى سیاسى بى‌انصافی‌هایى می‌كنند، لیكن حقیقت قضیه این است؛ اینكه ما می‌دیدیم و مشاهده می‌كردیم. البته از هر دوطرف - هم از طرف مجلس، هم از طرف دولت - واقعاً تلاش می‌شد كه همكارى انجام بگیرد. بعضى‌‌ها هم نمی‌خواستند و نمی‌خواهند. باید روى این خیلى تكیه كنید، خیلى بر همكارى با دولت به عنوان یك اصل باید تكیه كنید. دولت مال شماست، متعلق به  شماست؛ همان كارى را كه شما می‌خواهید انجام بدهید، كمربسته‌ى آن كار قوه‌ى مجریه و دولت است. انصافاً دولت، دولت پركارى هم هست. من در این دوره‌هاى بعد از انقلاب تا امروز، كمتر دوره‌اى را دیدم كه این همه تلاش و كار و فعالیت متراكم در او وجود داشته باشد؛ با نیتهاى خوب.حالا گاهى در زمینه‌هاى گوناگون نظرات مختلفى هست؛ در مسائل سیاسى، در مسائل اقتصادى، كه این نظرات مختلف را باید حتى‌المقدور سعى كرد در محیطى فارغ از هیاهو، فارغ از غوغاگرى و غوغاسالارى، فارغ از تبلیغات، به هم نزدیكتر كرد...» بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى ‌در  اولین دیدار با نمایندگان مجلس هشتم 21/03/1387

-       « همه مى‌دانند كه امام فقید و عزیزمان، حمایت از دولت را وظیفه‌ى همیشگى خود و دیگران مى‌دانستند و در طول ده سال اخیر، در كنار تذكرات و ارشادات پدرانه، همواره از دولتهایى كه پى‌درپى در رأس كار بوده‌اند، بى‌دریغ و سخاوتمندانه حمایت مى‌كردند. این، بدان معنى نبود كه دولتهاى گذشته هرگز در عمل و سیاست و تدبیر دچار اشتباه نمى‌شدند؛ بلكه از آن رو بود كه تحمل بار سنگین اداره‌ى كشور، آن هم در شرایط دشوار جهانى و با وجود دشمنان سوگندخورده‌ى كوچك و بزرگ، جز با حمایت صمیمانه‌ى عموم ملت و در رأس همه، رهبر و مقتداى آنان، به هیچ وجه امكانپذیر نبود. امام عزیز با حمایت دولت، در حقیقت بخشى از سهم سنگین خود در اداره‌ى كشور را ایفا مى‌كردند...» پیام به نمایندگان مجلس شوراى اسلامى و مردم ایران درباره‌ى حفظ وحدت و یكپارچگى، حمایت از دولت، جایگاه مجلس شوراى اسلامى و دفاع از اصل ولایت فقیه 18/10/1368

هرچند حمایت از دولتها سیره امام و رهبری بوده است و جا به جا به این سیره عمل کرده اند، که دفتر سخن پر است از این حمایتها:

-       « بد نیست من این را به شما بگویم كه گاهى بعضیها ایراد مى‌گیرند، و آن وقت هم به حضرت امام(رضوان‌اللَّه‌علیه) ایراد مى‌گرفتند كه چرا شما این‌قدر با مراقبت و دقت و وسواس، از دولت پشتیبانى مى‌كنید. من واقعاً از این حرف تعجب مى‌كنم. من گاهى براى بعضى از نزدیكان و دوستان مثال زده‌ام و گفته‌ام كه اتومبیلى است كه تمام دار و ندار من - فرزندان، عزیزان، ثروت و موجودیم - در آن است و راننده‌ى ماهرى هم پیدا كرده‌ام كه از راه بسیار خطرناكى این اتومبیل را مى‌برد. من همه چیزم به این اتومبیل بسته است. اگر یك وقت چیزى هم ببینم كه به نظرم ناخوشایند بیاید، كلمه‌یى كه یك ذره حواس آن راننده را پرت كند و او را مشغول نماید و نتواند این راه پُر پیچ‌وخم و خطرناك را به سلامت طى كند و با عافیت به سرمنزل برساند، من مطلقاً آن كلمه را نخواهم گفت، تا خدشه‌یى به این اتومبیل وارد نشود. حالا شما مى‌گویید كه مثلاً چرا ما یك دفعه از این طرف، وزنه‌یى را محكم به این ماشین نمى‌كوبیم و نمى‌گوییم كه آقاى راننده! این چه نوع رانندگى است؟ یا چرا در فلان نقطه آن‌طور شد؟ یعنى به‌دست خودمان، همه چیز نظام را در خطر بیندازیم؟! این خیانت است. آن كسى كه از پشت گردنه، یك‌دفعه جلوى اتومبیل مى‌پرد و یك فریاد بى‌خود مى‌كشد، دارد خیانت مى‌كند؛ خیال مى‌كند كه خدمت مى‌كند. حالا در این وضع حساس بعد از انقلاب، وقتش نیست...» بیانات در دیدار با مسؤولان صدا و سیماى جمهورى اسلامى ایران 07/05/1369

اما حمایت از این دولت به خاطر ویژگی های خاص و منحصربه فرد، در راس حمایتهای رهبری عظیم الشان واقع شده است که شاید بتوان علت این حمایتها را در کلام خودشان جستجو کرد:

-       « رأى قاطع و بى‌سابقه‌ى مردم به رئیس‌جمهور منتخب و محترم، رأى به ویژگى‌هائى است كه كارنامه‌ى چهارساله‌ى دولت نهم بدانها زینت یافته است و سمت و سوى گرایشهاى اكثریت بى‌چون و چراى ملت را آشكار میسازد. این، رأى به گفتمان پربركت و عزتمدار انقلاب اسلامى است؛ رأى به استكبارستیزى و ایستادگى شجاعانه در برابر سلطه‌طلبان بین‌المللى است؛ رأى به مبارزه با فقر و فساد و تبعیض و مبارزه با اشرافیگرى است؛ رأى به ساده‌زیستى و نزدیكى با مردم و غمگسارى از ضعیفان و مستضعفان است؛ رأى به كار و تلاش بى‌وقفه و خستگى‌ناپذیر است...» حكم تنفیذ دهمین دوره‌ى ریاست جمهورى اسلامى ایران 12/05/1388

-       « روند غرب‌باورى و غرب‌زدگى را كه متأسفانه داشت در بدنه‌ى مجموعه‌هاى دولتى نفوذ میكرد، متوقف كردید؛ این چیز مهمى است. حالا یك عده‌اى در جامعه، ممكن است به هر دلیلى شیفته‌ى یك تمدنى یا یك كشورى باشند؛ اما این وقتى به بدنه‌ى مدیران انقلاب و مجموعه‌هاى انقلاب نفوذ میكند، چیز خیلى خطرناكى مى‌شود. این دیده میشد؛ خب، جلویش گرفته شد.

گرایش‌هاى سكولاریستى - كه متأسفانه باز داشت در بدنه‌ى مجموعه‌ى مدیران كشور نفوذ مى‌كرد - جلویش گرفته شد. نظام انقلابى، بر مبناى دین و بر مبناى اسلام و بر مبناى قرآن شكل گرفته و به همین دلیل از حمایت میلیونى این ملت برخوردار شده و جانهایشان را كف دستشان گرفته‌اند و جوانهایشان را به میدانهاى خطر فرستاده‌اند؛ آن وقت مسئولان یك چنین نظامى دم از مفاهیم سكولاریستى بزنند؟! «یكى بر سر شاخ و بن میبرید»؛ یعنى خودشان بنشینند و بنا كنند بنِ این‌مبنا و قاعده را كلنگ زدن! خیلى چیز خطرناكى بود. خب، الحمدللَّه اینها جلویش گرفته شد.

یا جرأت در ایجاد تحول؛ حالت روحى این دولت این است كه براى تحول‌آفرینى جرأت دارد و اقدام مى‌كند. نمى‌خواهم بگویم همه‌ى این اقدامها صددرصد درست است؛ نه، ممكن است یك جایى هم اشتباه باشد؛ اما نفس اینكه انسان حالت دلیرى در مقابل مشكلات داشته باشد و تصمیم بگیرد كه براى رفع مشكلات اقدام بكند، چیز باارزشى است كه این خوشبختانه هست.جرأت در مقابله‌ى با فساد. مقابله‌ى با فساد خیلى كار سختى است. یك وقتى بنده گفتم كه این اژدهاى هفت سرِ فساد را به این آسانى نمیشود قلع و قمع كرد؛ خیلى كار سختى است. نه اینكه حالا بگویم قلع و قمع شده؛ نخیر، الان هم قلع و قمع نشده؛ لیكن جرأت مقابله‌ى با آن هست. خب، وقتى كه اجزاء مجموعه، خودشان آلوده‌ى به فساد نباشند، طبعاً جرأتشان بیشتر است. بسیارى از مجموعه‌هاى قبلى هم حقیقتاً پاكیزه بودند - یعنى آلودگى نداشتند - اما بالاخره جرأت در مقابله‌ى با فساد یك امتیازى است كه در شما هست.

روحیه‌ى تهاجم در مقابله‌ى با زورگویان بین‌المللى. یك وقت هست كه زورگویان بین‌المللى مى‌آیند و میگویند كه آقا شما فلان كار را كرده‌اید و ما رفع و رجوع مى‌كنیم و نه واللَّه، نه باللَّه...؛ ولى یك وقت هست كه تهاجمش، تهاجم زورگویانه است؛ بهترین دفاع در چنین مواقعى هجوم است. زورگویان بین‌المللى، نقاط ضعف زیادى دارند: جنایت میكنند، فساد میكنند، به حقوق بشر تجاوز میكنند، به حقوق ملتها تعدى میكنند، انسانها را لگدمال میكنند و همه‌ى كارهاى زشت را انجام میدهند؛ آخر هم طلبگار همه‌اند! خب، نقاط ضعفشان، با حالت تهاجمى و با حالت طلبگارى، گفته و بیان بشود. اینجور نیست كه ما براى تهاجمات سیاسى بین‌المللى، بخواهیم پاسخ پیدا كنیم. یك وقتى از بنده - سالهاى اوایل - میپرسیدند كه آقا، شما در مقابل این حرف چه جوابى دارید؟ میگفتم ما جواب نداریم؛ ما ادعا داریم و مدعى اینها هستیم؛ در قضیه‌ى زن مدعى هستیم؛ در قضیه‌ى حقوق بشر مدعى هستیم؛ در قضایاى حقوق اساسى انسانها مدعى هستیم. ما مدعى اینها هستیم؛ ما در مقام پاسخگویى نیستیم. چرا باید سوال بكنند تا كسى مجبور باشد پاسخ بدهد؟ آنها بى‌جا میكنند سؤال و ادعا میكنند. این روحیه، روحیه‌ى خوبى است؛ روحیه‌ى انقلاب این است؛ این است كه حقیقت را روشن و درخشان میكند.

گفتمان عمومى دولت اینهاست؛ به طور خلاصه: زنده‌كردن و بازسازى برخى خصوصیات جوهرى انقلاب و منطق امام؛ و مقابله‌ى با كسانى كه میخواستند این ارزشها و این مفاهیم اساسى را منسوخ كنند، یا از بین ببرند، یا ادعا میكردند كه منسوخ شده و از بین رفته؛ این چیز باارزشى است. این خصوصیت دوم و امتیاز دومى است كه در این دولت هست.

امتیاز سوم هم روحیه‌ى مردمى و خاكى این دولت است؛ این هم خیلى باارزش است؛ این را قدر بدانید. شما امتیازتان به تشخص ظاهرى و شكل و قیافه نیست؛ امتیازتان به همین است كه خودتان را با مردم هم‌سطح كنید، به شكل مردم و در میان مردم باشید، با مردم تماس بگیرید، با آنها انس پیدا كنید، از آنها بشنوید. این امتیاز بزرگى است و در شما هست؛ آن را حفظ كنید و نگه دارید...» دیدار رئیس‌جمهوری و اعضاى هیئت دولت 02/06/1387

-       « «من لم یشكر المخلوق لم یشكر الخالق». این وظیفه‌ى بنده هم هست، وظیفه‌ى همه هم هست. اگر چنانچه این خصوصیات را در مجموعه‌ى دولت كنونى قدردانى نكنیم و تشكر نكنیم، طبعاً خدا را خوش نمى‌آید. خداى متعال دوست دارد كه از كارهاى خوب افراد تشكر بشود، قدردانى بشود و سپاسگزارى بشود. وظیفه‌ى بنده هم این است كه قدردانى كنم و به خاطر همین خصوصیات، از دولت حمایت كنم. البته حمایت از دولت، مخصوص این دولت نیست؛ بنده همیشه از دولتها حمایت كرده‌ام؛ امام هم (رضوان اللَّه تعالى علیه) در هر برهه‌اى، از دولتها و رؤساى قوه‌ى مجریه و مسئولین دولتى حمایت میكردند. دلیلش هم واضح است. چون عمده‌ى بار اداره‌ى مدیریت كشور بر عهده‌ى قوه‌ى مجریه است و نظام باید از قوه‌ى مجریه، از رئیس‌جمهور، از مسئولین و از وزرا، حمایت كند. امام هم حمایت میكردند؛ بنده هم در دوره‌هاى گذشته همیشه حمایت میكردم. منتها خب، این خصوصیاتى كه عرض كردیم، موجب بشود كه انسان گرمتر حمایت كند و در این قدردانى و حمایت، دلگرمتر اقدام كند...»دیدار رئیس‌جمهوری و اعضاى هیئت دولت 02/06/1387

هرچند که خود رئیس جمهور هم گفته اند و در دیدار رهبری با کارگزاران نظام، ایشان هم تاکید کردند که شورای نگهبان یک بار برای همیشه این بحث حدود اختیارات قوا را پیگیری بکنند،اما از قدیم گفته اند :العاقل یکفیه بالاشاره.

حالا  مجالش نیست و محملی هم ندارد که اشاره کنیم به رفتارهای اگر نگویم غرض آلود اما همراه با ابهام خانه ملت با فرزندملت که هرازچندگاهی قلب دوستان انقلاب را آزرده می ساخت .اما به هرحال... مجلس اگر فرمانبردار رهبری است و مطیع ولایت ،آنطور که رهبری از ابتدای امسال همراه با بحث هدفمندکردن یارانه ها و برنامه پنجم توسعه،تاکیدات فراوانی به مجلس و ممشای آن داشته اند. خوب بود  نمایندگان محترم نیز نیم نگاهی به این فرمایشات داشتند و یک سوزن به خود می زدند تا از حرفهای دیگران اینقدر دردشان نیاید:

-      « نكته‌ى دیگرى كه همیشه محل كلام بوده است، ما هم عرض كرده‌ایم، شماها هم میگوئید، دولت هم میگوید، مسئله‌ى همكارى مجلس و دولت است؛ این باید تحقق پیدا كند. اینكه مجلس بگوید از طرف ما همه‌ى كارها انجام گرفته، دولت است كه باید جلو بیاید؛ از آن طرف هم دولت بگوید از طرف ما همه‌ى كارهاى لازم انجام گرفته، این مجلس است كه باید جلو بیاید؛ این نمیشود. صمیمانه باید همكارى كنیم. هم دولت، هم مجلس، هر كدام در قانون حدودى دارند. البته بعضى از این حدود، واقعاً مشخص نیست. حقیقتاً بعضى از این خطوط، خطوط بارز و شاخصى نیست، كه از عیوب قوانین ماست؛ باید ما این خطوط را مشخص كنیم. امروز نیاز كشور به همكارى است؛ یعنى نه در دولت باید انگیزه‌ى نافرمانىِ نسبت به مجلس پدید بیاید و وجود داشته باشد، نه در مجلس بایستى مطلقاً انگیزه‌ى اذیت كردن دولت، معطل كردن دولت وجود داشته باشد. بنابراین هر دو صمیمانه، به صورت واقعى، با ملاحظه‌ى جایگاه یكدیگر، بایستى به هم كمك كنند؛ این یك وظیفه‌ى بسیار مهمى است.
 مثلاً در مسئله‌ى قانون - كه حالا محل كلام هم هست - دو طرف با همدیگر گفتگوهائى میكنند. از یك طرف این حرف درست است كه دولت باید به قانون عمل كند - یعنى آنچه كه شكل قانونى گرفت، وظیفه است كه دولت عمل كند - از آن طرف دیگر قانونگذار باید نقش مدیر اجرائى را در نظر بگیرد. اجرا كار سختى است. كسانى از شماها خودشان مجرى بودند، وزیر بودند، یا در بخشهاى مختلف اجرائى حضور داشتند؛ اجرا خیلى فاصله دارد با طراحى  اجرا، با آن طرحى كه باید انسان تهیه كند تا اجرا شود. بنابراین باید به واقعیتها توجه داشت. دولت، آن عنصر وسط گود است كه میخواهد كارها را انجام دهد. باید ما كار دولت را تسهیل كنیم. باید ما كار دولت را رعایت كنیم. درست است كه دولت باید به قانون عمل كند، این هم درست است كه مجلس باید كارى كند كه دولت بتواند به قانون عمل كند؛ والّا اگر فرض كنیم یك تكلیفى بر دوش دولت گذاشتیم، اعتبارش را تصویب نكردیم؛ خوب، این نمیشود؛ اینها مشكلات دارد. یا فرض بفرمائید دولت لایحه‌اى را به مجلس مى‌آورد - كه دولت طبعاً با توجه به امكاناتش، با توجه به قدرت خودش، با توجه به موجودى كشور و زمینه‌هاى مساعد، این لایحه را تنظیم كرده - بعد در مجلس تصرفاتى در این لایحه میشود كه بكلى یك چیز دیگرى از آب در مى‌آید. غالباً دولتى‌ها از این جهت به ما گله میكنند. بنده هم دستم در كار است. من، هم در دولت، هم در مجلس بوده‌ام؛ میدانم چه جورى میشود عمل كرد و چه جورى میشود درستش كرد و چگونه میشود یك جور دیگر عمل كرد. باید به این نكات توجه شود...» .بیانات در دیدار نمایندگان مجلس شوراى اسلامى‌
  18/3/1389 

-      «ما الان برنامه‌ى پنجم را در پیش داریم. برنامه‌ى پنجم الزامات خیلى زیادى بر دوش همه گذاشته. البته وسط میدان، طبعاً دولت است، كه مجرى است؛ اما دستگاه قوه‌ى مقننه، دستگاه قوه‌ى قضائیه، دستگاه‌هاى جنبى‌اى كه وجود دارند، اینها همه، هم مسئولند، هم مؤثرند. اگر بنا باشد كه سر قدم به قدم كارها و حرفها بگوئیم حالا كه اینجور شد، پس هیچى، همكارى نمیكنیم، كار پیش نمیرود. همكارى كنید، كمك كنید و براى آن كسى كه در وسط میدان اجراء قرار دارد، تسهیلات فراهم كنید. البته مصالح را در نظر بگیرید، لیكن كمك كنید كه كار اجرائى بخوبى انجام بگیرد و پیش برود..».بیانات در دیدار جمعى از مسئولان نظام جمهورى اسلامى 16/1/1389

حضرات وکلا بدانند ،اگر این مجلس برای همیشه مطیع اوامر ولایت و فرامین رهبری باشد،نه تنها در راس همه امور است بلکه بر روی چشم ملت نیز جا دارد و ملت به چنین مجلسی و چنین وکلایی فخر می کند:

-       « بى‌شك اینها هیچ یك نخواهد توانست خللى در عزم راسخ مسؤولان پدید آورد و گام استوار ملت و دولت را سست كند. نمایندگان مردم در مجلس وظیفه‌ى سنگینى در این باره بر عهده دارند. گفتار و عمل آنان باید یكپارچگى ملت، عزت ملى، ایمان و امید و تلاش، بیدارى و آگاهى، اخلاق و فضیلت و آزادگى و عزم و اراده‌ى پولادین را براى كشور به ارمغان آورد. چنین مجلسى بى‌شك، عصاره‌ى فضائل و بطور طبیعى در رأس امور خواهد بود...» پیام به مناسبت آغاز به كار هفتمین دوره‌ى مجلس شوراى اسلامى 06/03/1383

از بحر مطایبه عرض می شود؛ اگر این وکیل المله ها کمی هم وکیل الدوله باشند جای دوری نمی رود.دیگر زیاده عرضی نیست...

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 6 مهر 1389    | توسط: تخریبچی رابع     | طبقه بندی: تحلیل،     | نظرات()