همه چیز از این چند جمله شروع شد :

« از طرف دیگر بعضی‌ها فكر می‌كنند كه دولت یك موجود بی اختیار است و دولت هیچ‌كاره است. این‌اشتباه است. بعضی‌ها ، هم استقلال قوا را فقط برای قوه مقننه و قوه قضائیه می‌خواهند. اتفاقاً قوه مجریه، قوه اول كشور است، بعضی‌ها یك جمله حضرت امام(ره) را متعلق به زمانی كه نظام ما پارلمانی بوده برجسته می‌كنند، آن‌زمان رئیس‌جمهور مسئول اداره كشور نبوده بلكه نخست‌وزیر مسئول اداره كشور بوده كه از طریق مجلس انتخاب می‌شده است...» روزنامه ایران27/6/1389

همین چندجمله کافی بود که مسئله جدیدی برای بحث و مشاجره بین مسئولان کشور پیش بیاید و قائل این چندجمله که خود مسافر دیار کابوی ها برای شرکت در مهمترین همایش جهانی سالیانه بود ، نبود تا ببیند این ملغمه ای را که به راه افتاده و شاید این شایعه بیشتر به واقع نزدیک شده باشد که هربار ایشان عزم سفر چندروزه به خارج از مرزها را دارد ، آشفته بازاری بر سر نظراتش در چهارسوق مشاجرات خبری و نظری در می گیرد که بیا و ببین. این بار هم از این قاعده مستثنی نبود.

 انگار بحث میان دولت و مجلس تمامی ندارد . انگار حتی در این مجلس که به ظاهر اکثریتشان هم طیف با رئیس جمهور هستند ، باز هم داستان کارد و پنیر است . انگار باز هم کاسه همان کاسه است و آش همان آش . بعضی وقتها هم این کاسه ی از آش گرمترشده ، معضلاتی دارد که بیا و ببین. یکی نیست بگوید آخر دکتر چرا نمی گذاری هرکس سرش توی لاک خودش باشد و همین که هست باشد که انگار نه انگار. واقعا آدم دلش پر می شود از شوق که اینهمه غیرت برای مسئولیت و جایگاه در نظام اسلامی هست و هنوز هستند کسانی که برای بهتر انجام شدن مسئولیتشان حاضرند از آبرویشان نیز بگذرند.

به هرحال بر سر این مسئله در همین چندروزه که مجلس در تعطیلات تابستانی بود ، مباحثاتی در گرفت و تنی چند از نمایندگان دیروز و امروز داد سخن سر دادند و نظرات خود را بیان کرند و از حیثیت و شئون نمایندگی و محل ادای مسئولیتشان حسابی دفاع کرند که این چه وضعش است ، که هر کس از راه می رسد به ما بگوید بالای چشمتان ابروست . اینکه کار یک شاهی صنار نیست . ما برای خودمان کسی هستیم.

خلاصه چشمتان روز بد نبیند که شاید این قصه سر دراز داشته باشد و هنوز مانده اند کسانی که گریبان چاک نکرده اند. تازه در این معرکه بودند بعض کسانی که هنوز برادریشان را ثابت نکرده ، ادعای پدری می کنند و خیال کرده اند که بوی کباب به دماغشان خورده ، معرکه گرفته اند و زنجیر پاره می کنند که آی نفس کش ، آبرویمان را بردند ، خاک وطن را به توبره کشیدند ، وااماماه،وابیت اماماه و از این جور جملات ناب که اگر بخواهی بشنوی باید کلی منتظر بمانی که آیا بشنوی یا نه؟!! به هر حال ، من باب تفرج ما هم خواستیم سری زده باشیم به این عرصه تزاحمات سیاسی . بالاخره ما هم بله......

بعد از خواندن همه نظراتی که در این چندروزه مطرح شد دست به کار شدم تا یکبار دیگر جملات رئیس جمهور را به دقت بخوانم و یک سری به صحیفه امام راحل و صحیفه سخنان رهبری بزنم که سر رشته دستم بیایدو... اما نتیجه:

اول اینکه همه کسانیکه پاسخ داده اند ، بر روی این نکته پافشاری کرده اند که:«امام گفته: مجلس در راس همه امور است» اینکه نمی شود یکی بیاید و از راه نرسیده بگوید نه نیست. به استدلال رئیس جمهور کاری ندارم البته فعلا ، اما محض اطلاع آن دسته از آقایانی که خیال می کنند فقط مجلس از دماغ فیل افتاده و فقط مجلس در راس امور است عرض می کنم که؛ نخیر آقایان اینطور نیست. در صحیفه سخنان امام بزرگوار پر است از موضوعاتی که امام با پافشاری گفته اند که در راس امور است و این جمله فقط بر سینه افتخارات مجلس شورای اسلامی نمی درخشد. من باب نمونه عرض می کنم:

1.            «فرهنگ از امور مهمی است که در راس امور تقریبا واقع شده است...» ج12 ص47

2.            «در راس همه امور قضیه وحدتی است که باید بین همه نیروها و همه ملت باشد...»ج14 ص231

3.            «و تمام قوای مسلح باید بدانند که اسلام قوای مسله را در راس امور قرار می دهد...»ج14 ص294

4.            «مسئله کشاورزی در کشور ما در راس امور است...»ج17 ص130

5.            «دانشگاه که در راس امور است...»ج17 ص241

6.            «در مورد تبلیغات وزرات خارجه باید بدانید که تبلیغات در راس امور است...»ج18 ص49

7.            «بروید که معارف اسلامی را در بین مردم تقویت کنید که راس امور این معارف اسلامی است...»ج20 ص300

8.            «نمازجمعه در راس همه امور است...»ج18 ص195

9.            «در راس همه امور تربیت انسانی است...»ج10 ص267

پس آقایان مجلسی بدانند که در راس همه امور با یک عده دیگر هم شریکند. که اگر اضافه کنیم به این موارد مهمترین و در راس امورهایی را که رهبر معظم انقلاب امام خامنه ای دام عزه فرمودند ، مثنوی صد من خواهد شد. اما یک مورد را محض نمونه می آوریم که شاهد باشد:

-       « تعریف جامعه‌ى مدنى چیست؟ اگر جامعه‌ى مدنى به معناى جامعه‌ى مدینةالنبى است، قاعدتا ولایت‌فقیه در جامعه‌ى مدینةالنبى، در رأس همه‌ى امور است؛ چون در مدینةالنبى، حكومت، حكومت دین است و ولایت فقیه هم به معناى ولایت و حكومت یك شخص نیست؛ حكومت یك معیار و در واقع یك شخصیت است...» بیانات در جلسه‌ى پرسش و پاسخ با مدیران مسؤول و سردبیران نشریات دانشجویى 04/12/1377

به هر حال این یک نکته.

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 6 مهر 1389    | توسط: تخریبچی رابع     | طبقه بندی: تحلیل،     | نظرات()